شجاع
320
أنيس الناس ( فارسى )
ايزد دهد آنچه شد مقرّر * بر سر ننهد سپاس هرگز از سفله كرم مجوى زنهار * كاطلس نشود پلاس هرگز ادب ديگر آنكه به هركس كه محتاج باشى خويشتن را چاكر و بندهء او پندار ، و چون اجابت حاجت يا بى شكر منعم لازم دار ، و اين معنى را سبب اجابت حاجت دوم دان . قطعه چون روا گشت حاجتت گو شكر * اينچنين خواندهايم در اخبار گر فزونىّ نعمتت بايد * شكر منعم ز واجبات شمار ادب ديگر آنكه اگر حاجتت روا نگردد از بخت خويش بين و ازين جهت شكوه و گله از معروض عليه مكن ، و اگرچه از جهات ديگر مساوى و عيوب او گويى . ادب ديگر آنكه مفلس را ، خواه كريم و خواه لئيم ، معروض عليه حاجت خويش